يوسف را ترجمه كرد. اگر از روي مقدمه‌ها و از روي وصيتش خطاب به پسر بزرگش سموئيل‌ قضاوت كنيم‌، پيداست كه يهودا از مشكلات ترجمه‌ٴ خوب آگاهي هوشمندانه‌اي داشته است‌. از سموئيل بن تبّون بعداً بحث خواهد شد، ولي قديمي‌ترين اثرش‌، يعني ترجمه‌ٴ شرح علي بن‌ رضوان بر الصناعة الطبية جالينوس مربوط به اين عصر است‌، چون در 1199، در بزيه تدوين شده‌ است‌. يوسف بن قمحي و يهودا بن تبّون هم مانند ابراهيم بن عزرا و ابراهيم برحيه اسپانيايي‌ بودند، و كار آنان را دنبال مي‌كردند، و هر دو در پرونس برآمدند.
جالب است كه مترجمان عربي به لاتيني را با مترجمان عربي به عبري قياس كنيم‌. از لحاظ تعداد ترجمه‌ها و اهميت ذاتي آنها، رجحان گروه اول هويداست‌. بايد توجه داشت كه‌ ترجمه‌هاي گروه دوم به آثار يهوديان محدود مي‌شد. مقايسه‌ٴ آنها از لحاظ كيفيت ترجمه‌ها دشوارتر است‌. كافي است توجه كنيم كه ترجمه‌هاي عبري با دقت زيادي‌، مسلماً با همان دقت‌ ترجمه‌هاي لاتيني‌، صورت مي‌گرفت‌. مترجمان يهودي هم مانند مترجمان مسيحي داراي ذهن‌ علمي بودند. در ترجمه‌هايشان بيشتر به جنبه‌ٴ علمي توجه مي‌شد تا جنبه‌هاي ادبي‌، ازاين‌رو، بيشتر تحت‌اللفظي بود تا خلاف‌ِ آن‌. در هر دو مورد مترجمان اغلب مجبور مي‌شدند واژه‌هاي‌ جديدي بيافرينند يا عين واژه‌هاي عربي را به كار برند. مورد دوم در آثار عبري بيش از لاتيني‌ ديده مي‌شود، و به همين دليل براي يهوديان ترجمه‌ٴ دقيق و حفظ حال و هواي متون اصلي‌ عربي آسان‌تر از مسيحيان بود.

3. از يوناني به لاتيني‌. در اين اثنا، جريان ترجمه‌ٴ مستقيم از يوناني‌، كه جاكومو ونيزي در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌، يا موفقيت آغاز كرده بود، ادامه يافت‌، و اهميت بيشتري پيدا كرد. در واقع‌ مترجمان يوناني بزرگترين گروه بودند ــ من از هفت‌تنشان سخن خواهم گفت ــ و اگر در ميان‌ آنان مردي به اصالت و پشتكار ژرار كرمونائي مي‌بود، تاريخ انتقال معارف يوناني به غرب‌ ممكن بود كاملاً طور ديگري شود.
ايوگنيوس پالرمويي ملقب به امير در 1154، كتاب المناظر منسوب به بطليموس را ترجمه‌ كرد، و در ترجمه‌ٴ ناشناسي از مجسطي كه در حدود 1160، در سيسيل صورت گرفت شركت‌ داشت‌. اين ايوگنيوس‌، كه خود مظهر كاملي از اصول جهان‌وطني سيسيل بود، به انتقال‌ افسانه‌هاي كليله و دمنه‌ٴ عربي كمك كرد، و اشعاري به يوناني سرود. آريستيپوس كاتانيايي‌، مجسطي و ساير دست‌نوشته‌هاي يوناني را از دربار بيزانس به سيسيل برد. او محاوره‌هاي منون و فايدون افلاطون را در حدود 1156، و كتاب چهارم كائنات جو ارسطو را ترجمه كرد. پاسكال‌ رومي احتمالاً مترجم سيرانيدس بوده كه در 1169، ترجمه شده است‌. گيوم لومير راهب صومعه‌ٴ سن‌دني براي به‌دست آوردن دست‌نوشته‌هاي ديونوسيوس اَريوباغي به قسطنطنيه فرستاده شد؛ در آن زمان‌، اين ديونوسيوس را با سن دني (قديس ديونوسيوس‌) شهيد حامي صومعه‌ٴ سن‌دني‌،